وای چه کلمه قشنگ و ناراحت کننده ای هست
من از روی همون شیطنتام رفته بودم پشت بوم هتل یه جایی رو کشف کرده بودم شبا نمای قشنگی از مسجد النبی و بقیع داشت یه باند هلیکوپتر بود که رو پشت بوم قرار داشت بزرگ بود گنجایش 200 نفر رو داشت هیچی همین باعث شد برنامه 4 شب توسل رو اونجا پایه ریزی کردم ساعت 30/22 که می شد اول دزدی ها شروع می شد فرش می دزدیدم می رفتم رستوران هتل لیوان یه بار مصرف می دزدیدمو همرو می بردم پشت بوم و ساعت 23 مراسم رو شروع می کردیم شب اول اکو آخرش رسید ولی شبای بعد دیگه همه چی درست حسابی بود
ولی شب وداع آقا عجب مراسمی بود ساعت 24 مراسم شروع تا 30/2 اول گریه بعد توپ سینه زدیم یعنی ترکوندیم دیگه بعدشم یه 30 دقیقه به مناسبت تولد علی اکبر امام حسین (ع) دست زدیم آقا آخرش انقدر لعن گفتیم چقدر حال داد هیچی فرداش ساعت 14 با چشمای اشک بار راهی مسجد شجره برای محرم شدن و حرکت به سمت مکه شدیم

No comments:
Post a Comment